close
تبلیغات در اینترنت
شکواییه شکر! برگرفته از کتاب"لاف عشق"محمد جبارپور
آخرین مطالب وبگاه
معرفی

از انتخاب شما متشکریم.هرگونه نظر،انتقاد،پیشنهاد راجع به این وب سایت و مطالب آن را میتوانید به سامانه پیامک 5000515131 ارسال یا با شماره تماس 01143251145 ارتباط بر قرار کنید.

لینک دوستان ما
طراح قالب
شهدای کازرون
آمار سایت
» آمار کاربران
» افراد آنلاین : 1
» اعضای آنلاین : 0
» تعداد اعضا : 21

» عضو شوید
» ارسال کلمه عبور

» آمار مطالب
» کل مطالب : 347
» کل نظرات : 78

» آمار بازدید
» بازدید امروز : 48 نفر
» باردید دیروز : 14 نفر
» ورودی امروز گوگل : 0
» ورودی گوگل دیروز : 0
» بازدید هفته : 62 نفر
» بازدید ماه : 2,988 نفر
» بازدید سال : 6,560 نفر
» بازدید کلی : 179,168 نفر
دیگر امکانات
تبادل لینک هوشمند

تبادل لینک هوشمند

    تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان کانون فرهنگی هنری هجرت مسجد حضرت ابوالفضل(ع) شهرستان آمل روستای هندوکلا وآدرس http://hejratamol.rozblog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

    عنوان :
    آدرس :
    کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد

    استخاره با قرآن کریم
    کانون هجرت هندوکلا

    مجله نایت پلاس

    شکواییه شکر!



     

    تنها، در خرابه ­ای در حال خوردن تکه ­نانی سفت و سخت بود! با تعجب کمی به او نزدیک­تر شد و می­ شنید که او زیر لب کلاً مشغول به شکرگزاری است مرد بیننده از روی کنجکاوی به آن بنده خدا گفت: علت این شکر­گزاری زیاد شما چیست؟ آخر مگر این تکه­ نان خالی، آن هم از نوع بیات شده­ اش! اینقدر شکرگزاری لازم دارد!؟    مرد با نگاه عاقل­ اندرسفیهانه ­ای به او گفت: برادر؛ خدا خودش می­داند که این شکر کردن من از صد سخن کفر آمیز هم بدتر است!!

    خدا را شکر که جنگی در جنوب کشور شکل گرفت تا لااقل به این بهانه بسیج­ های دانشجویی و اخیراً بسیج­ های دانش­ آموزی با آن مدیریت عالی! برنامه راهیان­ نوری برگزار کنند. بالاخره از بیکاری که بهتر است. می­ نشینیم از اول سال برنامه ­ریزی می­کنیم برای اردوی جنوب آخر سال، بعد هم که اردو تمام شد. شروع می­کنیم به تحلیل اردو و برنامه ریزیِ اردویِ سال بعد و رفع بدهکاری­ها و گرفتاری­های پیش آمده از اردوی سال قبل!


    به راستی اگر این افراد شهید نمی ­شدند ما چه ­کار فرهنگی­ ای برای انجام دادن داشتیم؟ یا اصلاً چه­ طور وقت خود را در این جمع­ های دانشجویی سپری می­کردیم؟ اکنون که وضعیت جبهه­ ی خودی را می­بینم، یقین می­کنم که شهدا هنوز زنده­ اند و ناظر بر اعمال و فعالیت های ما هستند! و واقعاً علت آن را می­فهمم که چرا شهدا احساس خطر کردند و خودشان مستقیم وارد معرکه ­ی جنگ و نبرد شده­ اند و مدیریت جبهه حزب الله را در دست گرفته ­اند!؟

    بگذارید حرف بالاتری بزنیم. و درد را عمیق­تر و بیشتر کنیم.

    الحمدلله که امام حسین علیه السلام شهید شد! باید سجده شکر به جای آورد و از ته دل در سجده خواند: "اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک... الحمدلله علی عظیم رزیّتی..."راستی اگر امام حسین علیه السلام نبود ما چطور می­خواستیم با اعمال و رفتار خود مردم را به راه دین دعوت کنیم. یا دین­دارن را ثابت قدم نمائیم؟ خدایش رحمت کند که همه ­ی سخنانش مثل این سخنش حق بوده و حکایت از پشت پرده­ای مخفی و عمیق داشته است: ((این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته!))

     

    مثل اینکه شهدا هم به تأسی از امام خود، سید­الشهدا مستقیم وارد میدان شدند تا مدیریت اسلام و انقلاب را برعهده­ بگیرند.

     

    واقعاً آیا جا ندارد که ما نیز خدا را شکر کنیم که مثل مایی سربازان این جبهه هستند؟

    بزرگواری در جلسه ­ای تبلیغی برای حاضران می­ گفت: در مظلومیت دین خدا همین بس که ما مبلغان آن هستیم! البته در اینجا باید گفت:  که در مظلومیت حضرت آقا همین بس که افسرانش ما هستیم و سردارانش بعضی­ها! با این وضعیت خدا رحم کرد و اباعبدالله علیه السلام و شهدا را به این امت هدیه داد!

    عَلی اَیُّ حالٍ خدا را شاکریم که جنگ را به ما هدیه داد و از شهدا هم سپاس­گذاریم که با وجود این­که در راه این انقلاب جان دادند، هنوز هم انقلاب را رها نکردند و اداره آن را متقبل شدند!

    یادم رفت که از یک جهت دیگر نیز باید خدا را شکر کرد و آن این­که؛ معمولا افراد با تقید کمتر علاوه بر سفر سیاحتی به مشهد!، به دوبی، امارات، استرالیا و... سفر می­ کنند و ما حزب­ اللهی ­ها جایی اختصاصی برای سیاحت نداشتیم. الحمدلله که بساط ما هم کامل شد و خدا مناطق جنوب را برای ما آماده کرد تا بتوانیم هر ساله در قالب اردوهای راهیان نور و یا هر چیز دیگر، یک سفر سیاحتی به جنوب کشور داشته­ باشیم. البته باید نوید این خبر را نیز داد که احتمالاً به زودی مناطق جنگی غرب کشور هم به این مکان­های سیاحتی برای دوستان حزب­ اللهی اضافه خواهدشد.

    اما کمی هم از حقیقت این جنوب رفتن­مان سخن بگوییم. یحتمل واژه­ هایی چون کفترباز یا رفیق­ باز و امثالهم را شنیده­ اید. امروز می­خواهم البته با اجازه فرهنگستان ادب و هنر یک واژه دیگر هم به هم خانواده­ های این کلمات اضافه کنیم، و آن، شهید بازی است!

    بزرگان در تعریف زیارت می­گویند: الزیاره، حضور الزائر عند المزور. یعنی شما در زیارت باید حضور کسی که به دیدنش رفتی را احساس کنی و خود را در برابر او حاضر ببینی؛ اقل این حضور اگر حضور حقیقی باشد این است که با آن مقام هم­رنگ شوی. یعنی رنگ و بوی او را بگیری، مثل او عمل کنی...

    ما می­رویم جنوب که فقط رفته باشیم! یعنی چون عرف شده که سالی یک­بار برویم جنوب، می­رویم که از این قافله­ ی رفتنی­ ها جا نمانیم.

    حال، به کجا چنین شتابان؟ برای چه می­رویم؟ می­رویم که رفته باشیم یا می­رویم که رنگ و بوی شهدا را بگیریم؟

    واقعاً خودمان هم خوب نمی­دانیم که چرا باید به جنوب رفت. البته به علت اجتهادی که ما در توجیه کردن مسائل گوناگون وجود دارد و هر کدام از ما در کنار رساله توضیح­ المسائل یک رساله توجیه ­المسائل نیز در دست دیگر داریم، قدرت شگرف، در توجیه و تبیین مبانی فلسفی رفتن به جنوب رفتن داریم!

    اگر به جنوب می­ رویم که حال معنوی کسب کنیم مطمئناً اشتباه می­کنیم. جنوب برای تأمین حال معنوی ما نیست! اگر جنوب می­رویم که فقط برای مظلومیت ­ها و رشادت­های شهدا گریه کنیم، باز مثل اکثر اوقات راه به ناکجا ­آباد برده­ ایم. نه این­که حال معنوی کسب کردن و یا گریه ­یِ بر شهدا مهم نباشد. نه؛ روی سخن بر سر آن است که هدف اصلی و نهایی این برنامه چیست؟

    برای مثال اگر شما بخواهید از عدد یک تا عدد چهارده را بشمارید لاجرم عدد  چهار و پنج را نیز می­ شمارید اما هدف نهایی شما عدد چهارده است نه این اعداد؛ اما در حقیقت در ضمن رسیدن به عدد چهارده این اعداد را نیز به ما خواهند داد. اما یادمان نرود که هدف اصلی چیز دیگری بود.جنوب رفتن یعنی تمرین ولایت­مداری، به این معنا که ولایت­، محور همه اعمال ما باشد. و جز برای رضای او کاری نکنیم.


    فرق است بین ولایت­ پذیری و ولایت­ محوری؛ در ولایت­ پذیری شما از امر ولی خود تبعیت می­کنی اما در ولایت­ محوری شما اراده ­ای جز اراده ­ی ولی نداری، و در این نکته آیاتی است که بازگو کردن آن را به اهلش واگذار می­کنیم، فتأمل.




    جنوب رفتن یعنی رنگ و بوی شهدا را گرفتن، یعنی در مقابل ظلم و ستم ایستادن، یعنی گرفتن حق مستضعفان و پابرهنگان تاریخ، جنوب رفتن یعنی با خدا معامله کردن که هر چه داری در راه او و در راه ولی او نثار کنی.

    باور کنید که شهدا آنقدر که ما فکر می­کنیم دوست داشتنی نبودند! اگر زندگی عملی آن­ها را ببینیم نمی­دانم که باز هم شهدا این­ همه خواهان دارند یا نه؟

    شهدا کسانی بودند که در مقابل ظلم­ها می ­ایستاند. حال این بی­ عدالتی می­ خواهد در جمع خودی­ها باشد یا غیر خودی. احتمالاً اگر شهدا زنده بودند با خیلی­ ها مشغول دعوا بودند حتی با ما!

    اگر بعد از سفر جنوب این احساس­ها در ما پررنگ­تر نشد یا اصلاً به وجود نیامد، بدانیم که نام این سفر سیاحتی ما، که توأم با گریه نیز بود را شهیدبازی می­گویند نه زیارت شهدا...

    سلام خدا بر زائران حقیقی شهدا، ولایت­ محوران تاریخ بشریت.



    تعداد بازديد : 99
    نویسنده : مدیر | تاریخ : جمعه 04 بهمن 1392 | نظرات()
    کدنویسی و گرافیک : شهدای کازرون
    Web Template By : 1100Shahid.ir
    درباره ما
    کانون فرهنگی هنری هجرت مسجد حضرت ابوالفضل(ع) آمل
    وبسايت رسمي كانون فرهنگي هنري هجرت شهرستان آمل روستاي هندوكلا در سال 1392 تاسيس گرديده و تا حدودي تمامي اخبار و رويدادها و مطالب اعم از داخلي و خارجي را در خود گنجانده است. اميد است كه زحمات بي دريغ و شبانه روزي اعضاي اين كانون فرهنگي هنري مورد توجه خداوند متعال قرار گيرد. ان شاء الله
    نویسندگان وبگاه
    عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
    آرشیو مطالب
    موضوعات وبگاه
    خبرنامه
    براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

    چت باکس
    ارشيو پيغام کوتاه